سواد آموزی کودکان و مادران افغان

 

فرایند آغاز برنامه:

پروژه سوادآموزی کودکان افغان و مادران آنها، بر اساس قرارداد منعقده میان دفتر نمایندگی یونیسف در تهران و کانون فرهنگی حمایتی کودکان کار (خانه کودکان کوشا) از نیمه دوم شهریور ماه سال ۱۳۸۸ (سپتامبر ۲۰۰۹) به مرحله اجرا درآمد.

در گام نخست طی فراخوانی از مربیان داوطلب و مجرب خواسته شد تا در صورت تمایل به عنوان مدرس در پروژه ثبت نام نمایند. همزمان، با فراخوانی دیگر از کودکان و مادران افغان و بازمانده از تحصیل خواسته شد تا در مرحله ثبت نام برنامه سوادآموزی در پنج پایه مقطع دبستان شرکت نمایند. پس از ثبت نام از مربیان، برای آنان دوره ی آموزشی به صورت کارگاه برگزار گردید و طی آن روش آموزش درسهای مختلف (مانند آموزش فارسی آموز خلاق) به آنها ارائه شد.

کلاس درس برنامه در اتاقهای ساختمان دبیرالملک (چهارراه سرچشمه) از اوایل مهرماه برگزارشد. با این حال فرایند ثبت نام از کودکان و مادران، علیرغم شروع برنامه سوادآموزی، هرگز متوقف نشد و این امکان برای آن دسته از کودکان و مادرانی که به هر دلیلی با تاخیر اقدام به ثبت نام کرده بودند (حتی پس از گذشت 4 ماه از شروع برنامه) فراهم شد تا در برنامه سوادآموزی شرکت کنند. هرچند، نامحدود بودن زمان ثبت نام موجب افزایش فشار بر مجریان برنامه شد به گونه ای که با ورود هر شرکت کننده ی جدید، می بایست با آن دانش آموز بطور خاص کار بیشتری کنند تا بتواند خود را به گروه برساند.

از سوی دیگر کانون، هرگز خود را به ثبت نام اولیه افراد در پایه های خاص مقید نکرد زیرا اگرچه سطح بندی اولیه کودکان و مادران، در ابتدا براساس اظهارات خودشان صورت گرفت و بدین ترتیب آنها را متناسب با میزان سوادی که تا پیش از ورود به برنامه داشتند، بر سر کلاس ها گماردند. اما در فرایند آموزش، معلوم شد که برخی از کودکان و مادران را می توان درپایه ای بالاتر از آنچه بودند قرار داد و برعکس گاهی نیز لازم بود که برخی از دانش آموزان به پایه ای پایین تر آورده شوند.

از این رو، سیال بودن تعیین پایه باعث شد که افراد گروه هدف به طور اختصاصی تر و منحصر به فردتری در پایه ای متناسب با سطح سواد اولیه اشان قرار گیرد.

افزون بر ویژگی های یادشده، برنامه آموزشی نیز از کودکی به کودکی دیگر و از مادری به مادری دیگر، حالتی انعطاف پذیر و سیال داشت. مثلا برای برخی لازم بود که وقت بیشتری در زمینه ریاضی گذاشته شود، اما برای بعضی دیگر، زمان بیشتری برای فارسی لازم بود.

به عبارت یگر، علیرغم برنامه درسی ارائه شده از سوی کانون در پروپوزال داده شده به یونیسف، کانون ترجیح داد تا از نظم ساختار یافته ای در طی فرایند برنامه، پیروی نکند و متناسب با نیازهای افراد شرکت کننده و بازخوردهای دریافت شده از آنان، برنامه را به گونه ای تغییر دهد که کارایی بیشتری را برای کودکان و مادران ایجاد نماید.

تمامی خدمات آموزشی و رفاهی ارائه شده به مادران و کودکان برنامه، رایگان بود و نه تنها  از شرکت کنندگان هیچگونه وجهی دریافت نشد.

 

در طول برنامه کودکان و مادران در سنین مختلف در یک پایه واحد، در کنار هم به یادگیری مشغول شدند و موانع جنسیتی در فرایند آموزش به کناری نهاده شد. و برآیند نهایی پروژه به سمت حذف یا تخفیف کار کودکان (به ویژه دختران) و بازگرداندن آنان به دنیای کودکی عاری از تبعیض جنسیتی بوده است.

 

نمی توان این گزارش را به پایان برد و یاد نکرد از تلاش بی دریغ مربیانی که در طول برنامه، دل هایشان با دل های کودکان و مادران، لحظه به لحظه تپید و سپاس نگذاشت، گذشتهایشان را از زندگی شخصی و اوقات فراغت و درآمدی که می توانستند داشته باشند و نخواستند… و تنها خواستند که کرامت انسانی را پاس داشته باشند.

در آخر ما توانستیم جزیره ای کوچک بسازیم که در آن آرمانهای انسانی مان را تحقق ببخشیم که تا هر کودکی حق داشته باشد از آموزش رایگان،  بهداشت رایگان، تغدیه مناسب و رایگان،  و اوقات فراغت سالم و رایگان در

فضایی عاری از هر گونه تبعیض قومیتی، ملیتی، مذهبی، و جنسیتی برخوردار باشد


تیر ۱۶, ۱۳۹۰ | Category: گزارش | Comments: none

 


نظر بگذارید




bottom