بازنمایی کودک کار در نشریات

یا حق
بازنمایی کودک کار در نشریات
مقدمه:
ویلیام کورسارو یکی از محققان جامعه شناسی کودکی، می نویسد: تا چندین سال پیش جای مطالعات مربوط به کودکی و کودکان در جامعه شناسی خالی بود. اما اینک این موضوع بشدت مورد توجه بسیاری از جامعه شناسان قرار گرفته است.
جین کورتروپ می نویسد : کودکان به همان اندازه ای که مورد غفلت بوده اند، به حاشیه نیز رانده شده بودند و این در حالی است که بسیاری از کودکان ایران و جهان،از حقوق اصلی خود محرومند،ازجمله قشرهایی که تحت فشار سنگین استثمار و بهره کشی قرار دارند ،کودکان کارو خیابان هستند.افرادی که طبق کنوانسیون حقوق کودک ،ماده 1،افراد انسانی زیر 18 سال بوده،(مگر آنکه طبق قانون اجرا در مورد کودک ،سن بلوغ کمتر تشخیص داده شود) ودر فضای آموزشی به سر نمی برند.کودکانی که یا در خیابانها آواره بوده و یا …….
در این متن قصد بر این نیست که به آسیب شناسی این قشر ویا چرایی آن (که به زعم خود جای بحثی مفصل دارد)بپردازد.مطلبی که در این مقاله ؛نگارنده قصد پردازش به آن را دارد،بازنمایی مفهوم کودکان کارو حقوقشان در روزنامه های سالهای اخیر است.بعد از شرح مختصر در باره مفهوم باز نمایی به این سوال پرداخته می شود که آیا تصویر کودک کار و حقوقش که به وسیله رسانه شناسانده می شود با آنجه که در واقعیت بیرونی با آن روبرو هستیم،یکسان است؟و یا…..
واژگان کلیدی:
کودک کار و خیابان.یازنمایی
بازنمایی:
“استوارت هال (Stuart Hall) می گوید:بازنمایی به معنای استفاده از زبان برای گفتن حرفی معنی دار درباره جهان، یا برای بازنما کردن جهان به صورت معنی دار، برای دیگر مردمان است. ؛ معنا در ذات وجود ندارد بلکه ساخته می‌شود و نتیجه و محصول یک رویه‌ی دلالتی است.”کارکرد اساسی و بنیادین رسانه‌ها عبارتست از بازنمایی واقعیتهای جهان خارج برای مخاطبان واغلب دانش و شناخت ما از جهان بوسیله رسانه‌ها ایجاد می‌شود و درک ما از واقعیت بواسطه و به میانجی‌گری(Mediated) روزنامه‌ها، تلویزیون، تبلیغات و… شکل می‌گیرد. رسانه‌ها جهان را برای ما تصویر می‌کنند. رسانه‌ها این هدف را با انتخاب و تفسیر خود در کسوت دروازبانی و بوسیله عواملی انجام می‌دهند که از ایدئولوژی اشباع هستند. آنچه ما به مثابه یک مخاطب از آفریقایی ها، صرب ها ،اعراب و مسلمانان و … می دانیم ناشی از تجربه مواجهه با گزارش ها و تصاویری است که بواسطه رسانه‌ها به ما ارایه شده‌است.امروزه مفهوم بازنمایی به شدت وامدار آثار استوارت هال است و به ایده‌ای بنیادین در مطالعات فرهنگی و رسانه ای مبدل شده‌است. نگاه جدید ارایه شده از سوی هال به مفهوم بازنمایی، از دیدگاههای متفکرانی مانند فوکو و سوسور برای بسط نظریه بازنمایی استفاده کرده است.
هال بیان می کند که بازنمایی تولید معنای مفاهیم در ذهن از طریق زبان است.او بازنمایی را به همراه تولید،مصرف، هویت و مقررات، بخشی از چرخه فرهنگ[The Cultural Turn]  می‌داند. او در ابتدا این ایده را مطرح می‌کند که “بازنمایی، معنا و زبان را به فرهنگ ربط می‌دهد” (Hall, 1997, P. 15).
هال برای بیان چگونگی ارتباط میان بازنمایی، معنا، زبان و فرهنگ سعی می‌کند برداشت های متفاوت از بازنمایی را در یک طبقه‌بندی نظری کلی بیان کند. ازاین منظر، نظریه‌های بازنمایی در سه دسته کلی قرار می‌گیرند.
1- نظریه های بازتابی،Reflective
2- نظریه های تعمدی،Intentional
3- نظریه های برساختی، Constructionist
در نگاه بازتابی، ادعا براین است که زبان به شکل ساده ای بازتابی از معنایی است که از قبل در جهان خارجی وجود دارد. در نگاه تعمدی یا ارجاعی گفته می‌شود که زبان صرفاً بیان کننده چیزی است که نویسنده یا نقاش قصد بیان آن را دارد. نگاه برساختی به بازنمایی مدعی است که معنا «در» و «بوسیله» زبان ساخته می‌شود.
هال با استفاده از دیدگاه نشانه شناسی منتج از آرای سوسور و نگاه گفتمانی برگرفته از دیدگاههای میشل فوکو (رویکرد نشانه‌شناختی به این توجه می‌کند که بارنمایی و زبان چگونه معنا تولید می‌کنند و رویکرد گفتمانی به تأثیرات و پیامدهای بازنمایی و سیاست های آن توجه دارد و  بر خاص بودن تاریخی یک شکل یا رژیم خاص بازنمایی تأکید می‌کند.)هال ،نشان می‌دهد که بازنمایی دارای ویژگی‌های برساختی است.
بنابراین هال برای بیان نظام بازنمایی خود از دو مفهوم استفاده می کند:
1.بازنمایی ذهن به معنای سازماندهی، دسته بندی و طبقه‌بندی مفاهیم،که به وسیله آنها بتوان بین هواپیما و پرنده با وجود پرواز هردوی آنها در آسمان،تفاوت قائل شد .
2.ودر یک مرحله بالاتر، بازنمایی زبانی به معنای ساختن فرهنگ مشترک و تفسیر واحد نسبت به جهان است،لذا صرف وجود مفاهیم کافی نبوده و نیازبه مبادله و بیان معانی و مفاهیم است. P.18).
اصطلاح عام برای کلمات،صداها و تصاویر که معنا را حمل می کند،نشانه (Sign) است.این نشانه ها دال یا بازنما کننده مفاهیم و روابط مفهومی میانشان هستند.روابطی که میان “چیزها،مفاهیم و نشانه ها”در تولید معنا در زبان نهفته بوده و این بازنمایی است که این سه عنصر را به هم پیوند می دهد.
کودک کار:
آنچه به عنوان کودک کار و مفهوم آن مشاهده شده ،بدین معنا است که کودکانی زیر 18 سال هستند  که سست بودن بنیان های اقتصادی جامعه ،”انها را از حقوق انسانی اش محروم کرده تا در چرخه تولید از آنها به عنوان کارگری کم هزینه بهره ببرد”(بیانیه تحلیلی کمیته حقوق بشربه مناسبت روز جهانی کودک)که بر اساس آمار در سال 85 در ایران، بیش از سه میلیون کودک سنین مدرسه هستند که در مدرسه ها،حضور ندارند و طبق گفته سعید مدنی،جامعه شناس،رسما حدود یک میلیون وهفتصد هزار کودک ایرانی مطابق آمار رسمی شاغل بودند که البته با توجه به اینکه بیش از سه میلیون کودک سنین مدرسه که در مدرسه ها حضور ندارند،می شود گفت این آمار،فقط نیمی از آینها را تحت پوشش قرار داده است.

متن زیر را بخوانید
منبع :روزنامه ایران
پايتخت دركاركودكان كار مانده است

در بين كودكاني كه به پشتوانه خانواده هايشان تحصيل مي كنند و كار والدين و درآمد آنها بويژه پدر تامين كننده مخارج تحصيل، تفريح و خوراك و پوشاك شان است، هستند كودكاني كه خودشان كار مي كنند، لقمه اي نان مي خورند، تحصيل نمي كنند و تفريح و خوراك و پوشاك مناسبي هم ندارند و تاكنون به رغم تمامي اقدامات موقتي كه از سوي برخي نهادها انجام شده، تغيير محسوس و موثري در وضعيت اين كودكان ايجاد نشده است.
كودكان كار و خيابان شهر تهران تا به حال در موارد متعددي تيتر روزنامه ها و خبرگزاري ها شده اند؛ به طور مثال وقتي شهرداري تهران قصد اجراي طرحي براي ساماندهي اين كودكان را داشت، تبليغات رسانه اي فراواني براي آن شد و البته از سوي ديگر برخي نهادها نوع اقدام شهرداري را غيركارشناسي و عجولانه خواندند.
به هر حال و فارغ از اظهارنظرهاي متفاوت و متضاد درباره عملكرد شهرداري تهران بايد اذعان كرد كه اين اقدامات براي شروع خوب است و مي تواند جرقه اي باشد تا نهادهاي ديگري كه مسئوليت هايي طبق قانون دارند، به خود بيايند و وظايف شان را انجام دهند و از طرفي اشكالات طرح ها و اقدامات شهرداري تهران را نيز رفع كنند.
طبق قانون 11 نهاد دولتي، انتظامي، شهري، حمايتي و خيريه در زمينه ساماندهي آسيب هاي اجتماعي داراي وظايف مشخص هستند كه هرچند هر يك اقداماتي را به طور مستقل انجام مي دهند اما به خاطر برخي موازي كاري ها و اقدامات نابجا هنوز شاهد بهبود وضعيت آسيب ديدگان اجتماعي بويژه در پايتخت نبوده ايم و در اين بين، اقدامات انجام شده براي كودكان كار و خيابان تقريباً نتيجه بخش نبوده است.
كودكان كار و خيابان مشكلاتي دارند كه معمولاً در طرح ها و اقدامات ضربتي نهادها به اين مشكلات توجه چنداني نمي شود و همين است كه اين كودكان مدت كوتاهي پس از «جمع آوري» دوباره به خيابان ها بازمي گردند و كودك كار مي شوند. البته استفاده از عبارت «جمع آوري» نيز براي اين كودكان تعبير مناسبي نيست و شان آنها را تا حد زيادي پائين مي آورد و به شخصيت و روحيه آنها ضربه مي زند.
فقر، نداشتن درآمد كافي و زندگي در خانواده هاي بي بضاعت، از هم پاشيده و يا بي خيالي، از اصلي ترين مشكلات كودكان كار و خيابان است كه قطعاً در طرح هاي موقت به آنها توجه نمي شود.
اگر نهادهايي كه مسئوليت هايي در زمينه كودكان كار و خيابان دارند با پشتوانه مطالعاتي و تحقيقاتي لازم وارد عمل شوند و به مشكلات خانوادگي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي اين كودكان توجه كنند به طور حتم مي توانند از اقدامات خود نتيجه حداكثري و قابل قبول بگيرند.طبق اعلام سازمان بهزيستي مشكل و مسئله اصلي 80 درصد از كودكان كار و خيابان احتياجات مالي و فقر است. بنابراين اجراي طرح هاي ضربتي براي شناسايي و «جمع آوري» اين كودكان و رها كردن دوباره آنها در خيابان هاي شهر مشكلي را حل نمي كند. از سوي ديگر حضور اين كودكان در خيابان هاي شهر جلوه خوبي ندارد و تاثيرات منفي بسياري به جا مي گذارد. سلامت رواني شهروندان تهراني نيز معمولاً با مشاهده وضعيت اين كودكان به خطر مي افتد و از آنجا كه كاري از دست آنها برنمي آيد، دچار تضادهاي دروني مي شوند چرا كه از يك سو اعلام مي شود «شهروندان نبايد به كودكان كار و خيابان توجه و كمك كنند» و از سوي ديگر اين سوال در ذهن شهروندان ايجاد مي شود كه «اگر ما به اين كودكان توجه و كمك نكنيم، چه كسي و كدام نهاد فكري سازنده و موثر به حال آنها خواهد كرد؟»
با توجه به نگاه بر ساختی هال ،این جهان مادی نیست که حاوی و ناقل معنا است بلکه سیستم زبان است که ما برای ارائه‌ی مفاهیم خود از آن استفاده می‌کنیم.چیزها خود معنای خاصی نداشته و این ما هستیم که معانی را ساخته و یه واسطه نظام بازنمایی مفاهیم و نشانه ها این عمل را انجام می دهیم . کنشگران اجتماعی اند که نظام مفهومی فرهنگ خود و نظام زبان شناختی و سایر نظامهای بازنمایی را برای ساخت معنا مورد استفاده قرار می‌دهند تا جهانی معنادار و در ارتباط با دیگران را بسازند.نشانه ای که در خوانش این متن بیشتر مد نظر ماست، نشانه های نوشتاری و گفتاری است.این ما هستیم که معنا را توسط رمزهایی codes)) ساخته و تثبیت می کنیم.معناهایی که بعد از گذر زمان کاملا طبیعی و بدیهی به نظر می رسد. بنابراین، یک جنبۀ تفکر دربارۀ «فرهنگ»، فکر کردن به این نقشه های مفهومی مشترک، نظامهای زبانی مشترک  و رمزهایی است که رابطه ترجمه کدها به یکدیگر را کنترل می کنند.رمزها رابطه میان مفاهیم و نشانه ها را تثبیت می کنند.آن ها معنا را در درون زبان ها و فرهنگ های مختلف تثبیت می کنند. بر اساس دیدگاه هال و دیگران با نظری برساخت گرایانه این بحث را مطرح می‌کنند”که رسانه‌ها واقعیت را بازتاب نمی‌دهند بلکه آنرا به رمز در می‌آورندIt codes it.” (Rojek, 2003, P. 72)
چیزی که در دیدگاه بر ساخنی هال مد نظر است،فرا رفتن از دیدگاه سوسوری و نزدیکی به نگاه گفتمانی فوکو است که مارا در بررسی متن ارائه شده یاری بیشتری می رساند.
آنچه در اینجا مد نظر است این است که بازنمایی تحت نظر قدرتی خاص تولید و توزیع می‌شود و در کنترل قدرتی مسلط قرار دارد که مشروعیت و مقبولیت مفاهیم را تعیین می‌کند ،این را که چه مفاهیمی مشروعیت می‌یابند و چه مفاهیمی مقبولیت ندارند. در این میان می‌توان گفت که بازنمایی با روابط قدرت در آمیخته است که در راستای تداوم و تقویت نابرابری های اجتماعی به تولید معنا می‌پردازد. “فوکو” (Michel Foucault) به روابط قدرت البته نه از خلال روابط معنا بلکه با مطالعه‌ی زمینه های تاریخی می‌پردازد و از زبان به گفتمان تغییر جهت می‌دهد. گفتمان، تولید دانش از طریق زبان است. “فوکو” برخلاف نشانه‌شناسان، بیشتر به تولید دانش و معنا می‌پردازد، آن هم نه از طریق زبان بلکه از طریق گفتمان.” (مهدی زاده،‌ رسانه‌ها و بازنمایی، 1387 ، ص 25)
دورو[Devereux] با نگاهی بافت محور (2003) دیدگاههای گفتمانی فوکو را بکار می بندد و مفهوم بازنمایی را متضمن سؤالات زیر می‌داند:
1- چه جنبه هایی از واقعیت در فرایند بازنمایی برجسته می‌شوند و چه سویه‌هایی از آن نادیده گرفته می‌شود؟
2- محتوای رسانه‌ای برای بیان جهان اجتماعی از چه گفتمانها و ایدئولوژیهایی استفاده می‌کند؟
3- محتوای رسانه‌ای محصول چه عناصری از روابط نابرابر قدرت است؟
4- چگونه اشکال بخصوصی از محتوای رسانه‌ای به شکل افکار عمومی می‌پردازد؟
5- اشکال بخصوص رسانه‌ای چگونه طبقه، جنسیت، قومیت و مواردی از این دست را به تصویر می‌کشند؟ (P.117).
حال با این دیدگاه ،یک بار دیگر بهتر است متن بالا را به عنوان نمونه بخوانیم:
در این متن،چیزی که به کودک کار تعریف داده این است که کودکی است که خودش کار می کند،تحصیل نمی کندو از پوشش مناسبی برخوردار نیست.
یکی از استراتژی های هال در بازنمایی”کلیشه سازی ” است.کلیشه ها Stereotype، ایده ها و فرضیاتی هستند در حال جریان درباره گروههای خاصی از افراد. کلیشه‌ها به مانند دو روی یک سکه عمل می‌کنند؛ آنها از یک سو به طبقه بندی گروهها می‌پردازند و از سوی دیگر به ارزیابی آنها اقدام می‌کنند. بنابرین کلیشه‌ها در بر گیرنده سویه ای ارزشی هستند که قضاوتی جهت دار را در بر دارند. گرچه کلیشه‌ها به دو شکل مثبت و منفی دیده می‌شوند اما اغلب آنها دارای بار منفی هستند.”در کلیشه سازی شخصیت انسان به چند ویژگی منفی و مبالغه آمیز تقلیل داده می‌شود. کلیشه سازی علاوه بر تقلیل شامل ذاتی کردن،‌ آشنا کردن و تثبیت تفاوت‌ها و مشخص کردن مرزهای “ما” و “آنها” نیز می‌شود” (مهدی زاده، رسانه‌ها و بازنمایی،1387 ، ص 19). کلیشه سازی،‌ تفاوت‌ها را ذاتی،‌ طبیعی (فرایند طبیعی سازی و تثبیت آن) و ثابت فرض می‌کند و هر چیز که در میان مرز بندی خودش از بهنجار قرار نگیرد به‌راحتی طرد می‌کند. در یک کلام، کلیشه سازی عملی ست که فوکو نوعی بازی “قدرت/دانش” می نامد. این عمل اشخاص را بر اساس یک هنجار طبقه بندی کرده و حذف شدگان را در مقام “دیگری” بر می سازد. جالب آنکه کلیشه سازی همچنین پدیده ایست که گرامشی جنبه ای از مبارزه برای هژمونی می نامد. به گفت دایر، “بنا نهادن هنجار بودگی (یعنی آنچه به منزله “بهنجار” پذیرفته می شود) از طریق سنخ های اجتماعی و کلیشه ها یکی از جنبه های عادت گروه های حاکم  در تلاش برای ساختن کل جامعه طبق جهان بینی، نظام ارزشی، شعور و ایدئولوژی خودشان است. این جهان بینی در نزد گروه های حاکم – و در نزد همگان – چنان درست و برحق است که آنان ،آن را به همان اندازه “طبیعی” و “اجتناب ناپذیر” می نمایانند (همانطور که برای خودشان نیز واقعا ً اینگونه می نماید) و تا آنجا که موفق می شوند، هژمونی خود را بنا می نهند(دایر، 1977، ص 30)
در این متن نیز به تعریفی کلیشه ای از کودک کار برمی خوریم ،کودکی که کار می کندو تحصیل نمی کند،این جنبه شاید تنها محروم بودن کودک از تحصیل را به عنوان امری برجسته مطرح می کند.اما “کار، انتخاب آگاهانه ی کودکان کار نیست. بر خلاف تحلیل های ساده انگارانه که دیدگاه های شخصی کودکان طبقه ی کارگر را در تعیین سرنوشت آن ها برجسته می نمایند “(ویلیس، ۱۹۷۷، ص. ۱)؛ باید توجه داشت که کار کودکان، تحمیلی اجتماعی از سوی ساختارهای سیاسی، ایدئولوژیک و به ویژه اقتصادی جامعه است.این بازنمایی گناه کار کودک را به گردن خانوادهای نا آکاه،بد سرپرست یا بی سرپرست،مهاجرت های خود خواسته یا برداشتی عجیب از فقر می ندازد.این نگاه نه تنها نگاهی کلیشه های که نگاهی سطحی است.کودک کار تنها کودکی نیست که در خیابانها کار می کندو دست تضرع به سوی هم شهریانش دراز می کند تا بلکه دلی به رحم آید و دست نوازشی بر سر او بکشد.او کودکی است که در کارگاهها با کمترین حقوق ممکن کار می کند،در مزارع و باغها کشاورزی می کند،در کوره پزخانه ها زندگی می کند و دودش را نفس می کشد.او کودکی است که به عنوان کالایی مرغوب قاچاق می شود.کلیشه کودک کار ،کودکی است که حضورش در شهر جلوه خوبی ندارد،در حالیکه آمارهای میدانی نشان می دهد که آنها قشری هستند که در زیر پوست شهر جاری بوده،دخترکوچکی که وظیفه نگهداری برادرش را داردو در هنگام بازگشت بزرگترها وظیفه آشپزی.دخترکانی که خود را به عنوان کالای جنسی(Sex worker)به بازار کار عرضه می دارند.با نگاهی اجمالی می توان به کودک کارگاهها،کار در خانواده،ازدواج کرده(کودک همسری)،کوره پزخانه،گلفروش،قاچاقی و….رسید که از نگاهها پنهان شده و تنها به کلیشه ای به عنوان کودک کارگر بسنده شده است. طبیعی سازی پدیده کودک کار در متن اشاره شده را می توان آنجایی دریافت که می گوید” حضور اين كودكان در خيابان هاي شهر جلوه خوبي ندارد و تاثيرات منفي بسياري به جا مي گذارد. سلامت رواني شهروندان تهراني نيز معمولاً با مشاهده وضعيت اين كودكان به خطر مي افتد.”تقابل سلامت روانی شهروندان و حضور کودکان در شهر،تقابل ما و دیگری.یا بازی قدرت و دانش فوکویی.آیا روایت رسانه از این پدیده با روایت جاری در جامعه ما برابری می کند؟
در متن پیش بینی شده که( اگر مسئولان در زمينه كودكان كار و خيابان با پشتوانه مطالعاتي و تحقيقاتي لازم وارد عمل شوند و به مشكلات خانوادگي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي اين كودكان توجه كنند به طور حتم مي توانند از اقدامات نتيجه حداكثري و قابل قبول بگيرند).باید گفت”جهانی که رسانه‌ها ترسیم می‌کنند یک مجموعه سازمان یافته‌ی فرهنگی از مقوله یا مفاهیم کلی است . در فرایند مقوله‌سازی پدیده‌ها و کلیشه های ذهنی ،اجتماع مطرح است نه تجربه و درک مستقیم ما از پدیده. ” (مهدی زاده، 1387، ص 51).لذا همچنان که گفته شد این رسانه است که به   بازنمایی امور پنهان و نهفته یا باورها و ایدئولوژی‌ها و گفتمانها می‌پردازند. “فوکو” معتقد است این که کدام گفتمان واقعی و علمی و کدام ایدئولوژیکی و غلط است، معمایی حل نشدنی است به این دلیل که هر گزاره‌ای هر قدر هم واقعی و علمی، یک بعد ایدئولوژیکی نیز دارد. دانش گذشته همیشه شکلی از قدرت است، موضوع به کارگیری و کارآمدی یا مؤثربودن قدرت به مراتب با اهمیت تر از موضوع حقیقت است. دانشی که با قدرت مرتبط است نه تنها اقتدار وابسته حقیقت را به خود نسبت می‌دهد بلکه قدرت آن را دارد که خودش را به عنوان حقیقت معرفی کند.بنابراین شاید بازنمایی رسانه در امر رسیدگی به پدیده کودک کار،در نهایت منتهی به عنوانی چون مسئولانی برسد که بارها و بارها معضلات پددیده کودک کار را به گردن گرفتند.و شاید به نوعی آرامشی توهمی در ذهن خواننده ایجاد کرده که نگران نباشید مسئولانی هستند که با این امر رسیدگی کنند.  .اما نکته قابل توجه تر این است که:
“متاسفانه این پدیده در کشور ما در 30 سال پس از انقلاب هنوز متولی مشخصی ندارد. سازمان بهزیستی می گوید من انجام می دهم، پلیس می گوید من سامان می دهم، کمیته امداد می گوید من حمایت می کنم، ولیکن در عمل می بینیم که هرجا بحث هزینه وسط می آید هیچ کس مسوولیتی قبول نمی کند و خودشان را به عنوان یک متولی اصلی کنار می کشند. این در حالی است که وقتی موضوع اختصاص بودجه پیش می آید همه می گویند ما روی این مساله کار می کنیم.”(آرزو شهبازی،روزنامه سرمایه،16 شهریور 1388 ).
با خوانش پنهان نوشته های آمده از رسانه ای چون روزنامه  می توان به این امر رسید که در پس بی متولی بودن پدیده کودک کار ،عنوانی به نام مفهوم گنگ حقوق کودک در قوانین ما به چشم می خورد. (در قانون اساسي به عنوان قانون مادر هيچ ماده يي به طور مشخص در مورد کودکان وجود ندارد و حق حيات، مسکن، کار و آموزش و پرورش رايگان با عبارت هر فرد آغاز مي شود و در واقع هيچ مصداقي تحت عنوان حقوق کودک در قانون اساسي نداريم.)”  رزا قراچورلو، مدرس حقوق دانشگاه،روزنامه اعتماد،25/05/86″
“مروری كوتاه بر تعاريف حدود و ثغـور اين مفهوم در ادبيات مختلف قانونی ، شرعی ، سياسی و اجتماعی موءيد اين نكته خواهد بود.

براساس تعهدی كه دولت به كنوانسيون‌های بين‌ا‌لملل داده است اين تعريف پذيرفته شده است كه كودك شامل كليه افراد تابعه‌ای است كه در فاصله سنی بين صفر تا ۱۸ سالگی قرار دارند.
از نظر قانون كار كشور كودك شامل كليه افرادی است كه زير ۱۵ سال تمام قرار داشته و هيچ كارفرمايی حق بكارگيری آنان را ندارد.
از منظر قانون استخدام كشوری كه شامل نيروی كار شاغل در بخش دولتی می‌گردد ، افراد زير ۱۸ سال بدليل قرار گرفتن در سن تحصيل و به تعبيری كودكی از اشتغال منع شده‌اند.
از زاويه فقهی و شرعی افراد صغير شامل كسانی است كه در بين دختران زير سن ۹ سالگی و بين پسران زير سن ۱۴ سالگی قرار دارند.
از نظر سياسی نيز افراد واقع در زير ۱۵ سالگی بدليل عدم بلوغ سنی وكودك سالی نمی‌توانند در انتخابات سياسی كشور شركت كرده و رای دهند.
از نظر قانون تامين اجتماعی نيز تنها فرزندان آن دسته از بيمه شدگان ميتوانند از خدمات بيمه‌ای و درمانی بهره‌مند شوند كه دختران تا سن ۲۵ سالگی و پسران تا سن ۱۸ سالگی بصورت مجرد در خانه پدری باشند.
در نهايت از منظر نظام آمارگيری كشور نيز افراد زيرسن ۱۰ سال كودك معرفی شده و در مورد بيان وضعيت اشتغال افراد بالای ۱۰ سال از زمره كودكان خارج شده است.”(مفهوم گنگ کودکی در ایران،علی طایفی)

در اینجا این سوال مطرح می شود که آیا  رسانه های واقعیت را بازتاب می‌دهند؟ رسانه‌ها واقعیت را بازنمایی می‌کنند؟ رسانه‌ها به طور گفتمانی عمل می‌کنند؟ رسانه‌ها وانموده‌ها یا شبیه سازی هایی عرضه می‌کنند (مهدی زاده،1387، ص 55)
در آخر  بر آن دیدم تا به کودک کار ،این نان آوران کوچک ،از منظر فعالین این حوزه ،بپردازم،تا شایدبعضی تصورات نادرست  ارائه شده از کودک کار را تصحیح کرد:
کودک کار ،کارگری ارزان قیمت بوده که قربانی بازتولید استثمار و نابرابری اجتماعی است.علاوه بر کودک کار ،کودکان خیابانی نیز هستند که یا در خیابانها زندگی می کنند و اولین نگرانی آنها داشتن سرپناهی بوده،یا از خانواده های خود جدا می شوندو و موقتاً در مأمنی مانند خانه‌های متروک و سایر پناهگاهها و سرپناه‌ها زندگی می‌کنند و یا از منزل یک دوست به منزل دوست دیگر می‌روند.
کودکانی که تماس با خانواده خود را حفظ می‌کنند ولی به علت فقر، پرجمعیت بودن خانواده و یا سوءاستفاده جنسی و جسمی از آنان در بعضی شب‌ها و اکثر ساعات روز را در خیابان‌ها به سر می‌برند.
این کودکان با معضلات مهمی چون آسیب روانی(سرکوب نیازهای عاطفی)،آسیب جسمانی و بازماندن از تحصیل روبرو هستند.  تنها 10 درصد از کودکان کار از روي ميل باطني خود وارد بازار کار مي شوندو بيش از 90 درصد از آنان به دليل مشکلات خانوادگي،نياز مالي خانواده و نبود حمايت مالي از سوي خانواده در سنين پايين به مشاغل کاذب روي مي آورند.
کودکان کار همان طور که اشاره شد فقط محدود به کار در خیابانها یا متروهانیستند،علاوه بر این موارد،کودکان کارگاهها ،کوره پزخانه ،کارهای خانگی (که بیشتر مشمول دختران می شود،قابل به ذکر است که کودکاني که در خانواده هاي فقير و يا در مناطق روستايي زندگي مي کنند، بيش از سايرين در معرض خطر به فروش رفتن قرار دارند. در اين ميان، دختران بيش از پسران توسط دلالان انسان خريداري مي شوند، چراکه دختران پس از خريداري شدن يا به عنوان خدمتکار مورد استفاده قرار گرفته، يا توسط قاچاقچيان انسان مورد سواستفاده، تجاوز و استثمار قرار مي گيرند)، کودکان کشاورز،مشاغل خطرناک چون قاچاق ،کودکان بازیافتی و کودکان خودفروش ،کودک همسری نیز شامل این دسته بندی نیز می شوند.این کودکان با انواع آسیبها و خطرها در جانعه مواجه هستند مثل سوء استفاده های اخلاقی که تاثیرات جبران ناپذیری در آینده برای فرد می گذارد.
“هر چند دولت جمهوری اسلامی ایران با امضاء کنوانسیون گام مهمی در جهت احقاق حقوق کودکان برداشته است و نشان از اعتقاد و احترام آنان نسبت به حق و حقوق کودکان می باشد. ، اما پذیرش مشروط این کنوانسیون توسط دولت جمهوری اسلامی و گنجاندن ماده و تبصره هایی به تمامی ماده های آن از جمله: تعریف کودک، عدم تبعیض بین کودکان، رعایت منافع کودکان، حق حیات، حق کسب هویت، حق زیستن با والدین، حق ورود یا ترک کشور به منظور پیوستن به والدین، حق ابراز عقیده، حق دسترسی به اطلاعات، حق آزادی تفکر و مذهب، حق خلوت، مسئولیت مشترک والدین، ممنوعیت رفتار خشن با کودکان، امکان زیستن در خانواده، حق کودکان پناهنده، کمک به کودکان معلول، حق برخورداری از بالاترین استاندارد و زندگی مناسب، حق آموزش و تحصیل و همچنین عدم توجه به بعضی از حقوق ابتدایی کودکان از جمله “حق تفریح و بازی”، عملا اجرای کنوانسیون حقوق کودک را در ایران با مشکل روبرو کرده است و نکته جالب تر اینکه حتی در مواردی که طبق قوانین داخلی حقوقی برای کودک در نظر گرفته شده، همان حقوق هم عملی و اجرایی نشده است؟”(بررسی حقوق کودک در ایران،نسرین حسین پور،مراد برادران)
موانع قانونی در ایران یکی از مهم ترین موانعی است که در جهت اجرای حقوق کودک وجود دارد مانند:
ماده 220 قانون مجازات اسلامي،عدم قصاص پدر در صورت کشتن فرزند.
فاقد شناسنامه بودن کودک متولد شده از مادر ایرانی و پدر غیر ایرانی.
عدم تطابق سن مسووليت کيفري  با واقعيت‌هاي جغرافيايي، روانشناختي و پزشکي مانند مسووليت کيفري در دختران 9 سال و در پسران 15 سال
در قوانين ما تنبيه به قدر کفايت براي تربيت فرزند اشکالي ندارد و تاديب محسوب مي‌شود اما از کلماتي مانند «تنبيه»، «به قدر کفايت» و«درحد متعارف» تعريف روشني ارايه نشده است
طبق اصل 30 قانون اساسي تحصيل رايگان کودکان و تربيت بدني بايد به طور رايگان در همه سطوح و تا پايان دوره متوسطه تا حد امکان فراهم شود که اين مساله در ماده 28 کنوانسيون نيز درقالب اجباري و رايگان بودن تحصيل کودکان تا پايان ابتدايي وجود دارد.اما با این وجود اساسي چقدر کودک کاروجود دارد يا چقدر در استان‌هاي محروم ريزش تحصيلي در مقاطع مختلف وجود دارد که اکثر آنها را نيز دختران تشکيل مي‌دهند؟
همچنین طبق بند 4 اصل 30 قانون اساسي پدر و مادر يا سرپرست قانوني کودک که وظيفه نگهداري او را برعهده دارند موظف هستند موجبات تحصيل فرزند خود را فراهم کنند در غير اين صورت حکم قضايي دريافت مي‌کنند. ولی تابحال پدری به خاطر عدم تحصیلی فرزندش تحت تعقیب قرار نگرفته است.
بر اساس ماده ۳۷ کنوانسیون بین‌المللی حقوق کودک، «حکم اعدام و حبس ابد، نبايد برای جرايمی صادر شود که افراد زير ۱۸ سال مرتکب شده‌اند».‏ ماده ۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز تاکید دارد:‌«مجازات مرگ نبايد برای ‏جرايمی صادر شود که افراد زير ۱۸ سال مرتکب شده‌اند».ولی قوه قضاییه ایران همچنین در رد “اعدام کودکان” می‌گوید، “قصاص” با “اعدام” تفاوت دارد. سخنگوی قوه قضاییه در سال ۸۷ به خبرنگاران گفت که «قصاص حق خصوصی فرد است و فقط با گذشت اولیای دم از آن صرفنظر می‌شود».
نتیجه:
در سطح ایدئولوژیک با ایجاد تصویری واژگونه از واقعیت عینی جامعه، مسأله ی کار کودک یک چالش فرهنگی تلقی می گردد. مشکلی که لابد قرار است با تبلیغاتِ سطحی و نصب چند بیلبورد حل شده و سفره های خالی شام با نصایح و شعارهای توخالی رنگین شود. این بازنمایی کژدیسه از واقعیت، گناه کار کودکان را به گردن خانواده های ناآگاه، بدسرپرست یا بی سرپرست، مهاجرت های خودخواسته و یا برداشتی عجیب و تخیلی از فقر می اندازد. فقری که انگاری انتخابِ آگاهانه یا نتیجه ی کاهلی و سستی نسل های پیشین است. این نگاه کودکان کار را از جامعه ایزوله نموده و آنها را به صورت جنایتکارانِ آتی، دلیل بی کاری در ایران، عوامل باندهای مخوف و یا انتقال دهنده های بیماری های عجیب معرفی می کند. در صورتی که در ایران کودکانِ خیابانی که درگیر باندهای حرفه ای هستند تنها در حدود ده درصد از جمعیت کودکان کارگر را تشکیل می دهند. و شایان توجه است که همین ده درصد هم قربانیان شرایط اجتماعی اند و نه کنشگرانی آگاه و بد طینت.
۷. نگاه سطحی و ساده به کودکان کار نتایج فجیعی در سرایر دنیا به بار آورده است. در برزیل برای حل معضل کودکان خیابانی به شکار و کشتن آنها اقدام نمودند. در تایلند با فشار بر کارگاه ها و عدم پشتیبانی از کودکان کارگر، جمعیت کودکان کار را به سوی کارگاه های غیررسمی که شرایطی به مراتب بدتر داشته و یا خود فروشی و فحشا راندند. و هزاران مثال دیگر که نشان می دهد حل معضل کار حرفه ای کودکان با چند دستور و سمینار و قوانین بدون پشتوانه حل نخواهد شد.
و آمارهای غیر رسمی از وجود در حدود دو میلیون کودکان کار در ایران خبر می دهند. فاجعه ای که از فرط تکرار و گستردگی به چشم نمی آید. کودکان کار جزئی طبیعی از نمای شهری ایران شده اند. نمایی که هر چند وقت یک بار برای زیبایی ظاهرش، سازمان های مسوول چند روزی تعدادی از کودکان کار را از سطح شهرها جمع می کنند. سازمان هایی که با اعلام رسمی وجود هفتصد هزار کودک کار در کشور، با افتخار از ساماندهی هفت هزار نفرِ این جمعیت سخن می گویند. ساماندهی! بسترسازی! توسعه ی همه جانبه! بهتر است معنی واژه های مد روز را از خود کودکان بپرسید تا بدانید سازمانِ حامی خود را چگونه تصویر می کنند.
و……
فراموش نکنیم کودک کار و خیابان،قشر بیصدای جامعه ما هستند که باید شنیده شوند نه با صدای دیگری که با صدای ما.

منابع:
1-مهدی زاده،محمد(1387).رسانه ها و بازنمایی،دفتر مطالعات و توسعه‌ی رسانه‌ها
2- سروی زرگر. محمد ،نظریه بازنمایی در مطالعات فرهنگی،چاپ شده در سایت مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ای،   http://www.hccmr.com/news-667.aspx
3-کمالی جیرانی،فاطمه،معرفی کتاب “فهم بازنمایی (2009)Understanding Representation, John Web  ” چاپ شده در سایت مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ای،  http://www.hccmr.com/news-805.aspx
4-حسین پور،نسرین.بررسی حقوق کودک در ایران، چاپ شده در سایت جامعه شناسی ایران
http://sociologyofiran.com/index.php?option=com_content&task=view&id=339&Itemid=42
5-طایفی،علی،مفهوم گنگ کودکی در ایران، چاپ شده در سایت جامعه شناسی ایران
http://sociologyofiran.com/index.php?option=com_content&task=view&id=340&Itemid=42
6- طایفی،علی، جامعه شناسی کودکی در ایران، چاپ شده در سایت جامعه شناسی ایران
http://sociologyofiran.com/index.php?option=com_content&task=view&id=474&Itemid=42
7-کمیته گزارشگران حقوق بشر، www.chrr.us
8 -Unicef، پیمان نامه حقوق کودک،مرکز مطالعات حقوق بشر
9-Hall , Stuart (1997). The Work of Representation, In Cultural Representation and Signifying Practice
10- Hall , Stuart (1997), The Spectacle of the ‘OTHER’, In Cultural Representation and Signifying Practice


تیر ۱۶, ۱۳۹۰ | Category: مقاله | Comments: ۱

 

One Response to “بازنمایی کودک کار در نشریات”

  1. مرسی بابت این مقاله بسیار خوب
    در واقع در ایران هیچ ارگان دولتی کار پژوهشی و تحقیقی در این زمینه نداشته که بتونه علت یابی کنه این مسئله رو و همیشه سعی کرده مسئولیتی نپذیره اما غافل از اینکه اگر به موقع و در همان کودکی کاری برای اونها انجام بشه خیلی بهتره.
    اینکه توجه دولت جلب بشه یه مسئله است اما مهمتر از اون اینه که حداقل اگر کاری نمیکنه به ارگانهای خصوصی مثل همین کانونها اجازه فعالیت بیشتر و گسترده تری بده.


نظر بگذارید




bottom