گزارش بازدید از کارگاه های آجر پزی خاتون آباد تهران

کارگاه های آجرپزی در سراسر کشور یکی از مکان هایی هستند که به انحا مختلف ، محلی برای تضییع حقوق بسیاری از افراد به خصوص کودکان و زنان می باشند. در اطراف تهران نیز بسیاری از این دست کارگاه ها به چشم می خورد. در تاریخ 14 آبان ماه 92 ، گروهی متشکل از پنج نفر از مربیان و همکاران کانون کوشا ، برای بازدید از برخی از کارگاه های آجرپزی منطقه خاتون آباد تهران ، راهی این محل شدند. متن زیر ، گزارش این بازدید و مشاهدات آن می باشد.

مکان بازدید: اتوبان خاوران،خاتون آباد، بیت المقدس 1، کوره آجر پزی خاتون آباد

هدف از بازدید کارگاه های آجرپزی

این بازدید ، سه هدف کلی را دنبال می کرد

  • مسئولیت پذیری بخش خصوصی و ایجاد فضای برای فراغت از کار
  • تهیه گزارش جهت شناسایی مشاغل سخت کودکان کار
  • استفاده از فضاهای مخروب و دور افتاده و بلا استفاده جهت بازی، آموزش و رفاه برای کودکان و والدین

شرح گزارش

گروه پنج نفره جهت بازدید از کارگاه های آجر پزی به سمت خاتون حرکت کردند.به دلیل عدم آشنایی با منطقه در شناسایی محل،مجبور به پرس و جو شدیم و بالاخره موفق به شناسایی محل کارگاه ها شدیم.

ورودی بیت المقدس1 در خاتون آباد با کارگاه های سنتی و نیمه صنعتی آجر پزی مواجه شدیم . برای شناسایی کل منطقه تصمیم گرفتیم کوچه را تا آخر رفته و به صورت پیاده از انتها به ابتدا باز گردیم در این مسیر ما با تعداد 7 کارگاه مواجه شدیم که با توجه به کمبود وقت تصمیم گرفته شد که از دو کارگاه بازدید نماییم.

آنچه که در کوچه بیت المقدس یک (محل کارگاه ها )دیده می شد فضای خشک،خالی و خشن بود فضایی صنعتی،آلوده و تقریبا ناامن.

کارگاه اول

طی تلاش برای ارتباط با کارگاه و در نهایت صحبت با یکی از رانندگان کارگاه ، نتایج زیر به دست آمد:

  • اتمام فصل کاری کارگاه ها
  • زمان فعالیت کارگاه هادر ابتدای اردیبهشت تا انتهای مهر ماه
  • میزان حقوق دریافتی کارگران(در ازای هر هزار آجر 30هزار تومان که به کارگران پرداخت می شود)
  •  قرارداد با بزرگسالان و استفاده از کودکان و بقیه ی افراد خانواده
  •  محل زندگی کارگران که در همان کارگاه ها بود
  •  در هر سال 6 تا 7 ماه و تقریبا نیمی از سال کارگران در آنجا اقامت دارند و تعداد معدودی از خانواده ها به صورت دائمی در آنجا زندگی می کنند.

 با درخواست گروه و همکاری راننده آجر پزی توانستیم از محل سکونت کارگران بازدید نمائیم. آنچه که به ذهن متبادر می شد چیزی شبیه اردوگاه های کار اجباری بود فضای کاملا غیر انسانی و غیر زیستی بدون هیچ نوع امکانات .

کارگران اغلب مشهدی، کرد و افغانی بودند ،نحوه قرار گرفتن اطاق ها بدین صورت بود که 8 اتاق در ضلع غربی و 8 اتاق در ضلع شمالی قرار گرفته بود در هر اطاق یک خانواده زندگی می کرد مساحت هر اتاق بین 7 تا 8 متر برای هر خانواده در نظر گرفته شده بود، تعداد خانواده ها متغیر بود(در کمترین حالت 4 نفر بودند) این اتاق ها فاقد سرویس بهداشتی مجزا و آشپزخانه و ضلع شمالی بدون پنجره و ضلع غربی با پنجره های بسیار کوچک  بود.

پس از بازدید از اطاق ها که اغلب آن ها در این فصل خالی از سکنه بودند به بازدید  سرویس بهداشتی، رخت شورخانه و حمام عمومی محل زندگی کارگران رفتیم، که   فضایی کاملا غیر بهداشتی، آلوده ، با بوی بسیار نامطبوع  و  فاقد امکانات اولیه (از قبیل دوش، جای صابونی و…) بود.

در حین بازدید با سه خانواده موفق به گفتگو شدیم در بین این خانواده ها با دوزن برخورد کردیم که تا کلاس پنجم درس خوانده بودند.

وضعیت کودکان ؛

خانواده اول:

دو کودک خردسال اولین خانواده ای که با آنها برخورد داشتیم وضعیت جسمی و ظاهری بسیار اسف باری داشتند .آنها به نظر غیر اجتماعی و خجالتی به نظر می رسیدند، به روی دست یکی از کودکان علامت سوختگی یا داغ شدگی وجود داشت و جراحتی شبیه به آن روی صورت مادرش نیز مشاهده می شد ،وضعیت اتاق محل سکونت آنها نیز آشفته بود و ترکیبی از بوهای نامطبوع در آن استشمام می شد.پدر خانواده نیز در حال استعمال مواد مخدر بود. بهداشت کودکان در وضعیت نا گواری بود پا و دست ها ؛صورت و لباسها همگی آلوده و کثیف بودند.

خانواده دوم:

به نسبت بهتر و غیر ایرانی (افغان بودن) مشکلات این خانواده گم شدن دختر 15 ساله شان بود که حدود یکسال و دو ماه از گم شدن فرزندشان می گذشت و او در محوطه کارگاه گم شده بوداز او عکس دخترش را گرفتیم برای چاپ در روزنامه .باقی بچه های این خانواده به همراه مادرشان در فصل کاری در کارگاه ها کار می کردند.

خانواده سوم:

 خانواده سوم نیز افغان بوده و دارای 5 فرزند بودند  مادر خانواده زنی فهمیده و اجتماعی بود و تنها درخواست او  یک خواسته عمومی بود  و آن هم زدن پل هوای روی ورودی بیت المقدس و اتوبان بود برای این که تردد از خیابان آن ها را دچار حادثه و یا فوت کرده بود. بچه های او نیز در کارگاه کار می کردند.

بازدید از کارگاه دوم

بازدید دوم گروه از یک کارگاه نیمه صنعتی بود .در این کارگاه موفق به دیدن و ارتباط با صاحب کارگاه شدیم. صاحب این کارگاه نیمه صنعتی اطلاعات مفیدی را در اختیار گروه قرار داد. او از کار سخت دختران گفت و از اینکه معمولا کودکان آجرکشی را انجام می دهند ؛ همچنین از وضعیت نا به سامان کودکان و فقر خانواده های ساکن در کارگاه تحت مدیریتش گفت . در این کارگاه گروه توانست همه مراحل آجر پزی را از نزدیک و فعالیت کارگران را مشاهده کند.

مدیریت کارگاه معتقد بود که در حال حاضر بزرگسالان در کوره ها مشغول کار هستند و کارهای سخت با مردان و زنان جوان است اما در هنگام بازدید از کارگاه کارگرانی که با آنها برخورد کردیم اکثرا پسران نوجوانی (14 تا 17سال) بودند که همگی تحصیل خود را در مقطع راهنمایی رها کرده و مجبور به کار در فضایی مملو از آلودگی سمعی و بصری شده بودند. این مسئله نشان دهنده آن بود که مدیریت کارگاه تصویر درستی از کودکی و سن کودکی ندارد.همه کارگران نوجوان در هنگام صحبت با اعضای گروه مشتاق به ادامه تحصیل بودند.

یکی از موفقیت های گروه آن بود که توانستند با ارتباط مناسب با مدیریت کارگاه او را تشویق به همکاری (در صورت لزوم)نمایند.

نتایج بازدید

1-کودکان کار در کارگاه های آجر پزی که در فضایی سخت و زیان بار مشغول به کار هستند کاملا از دید سازمان های دولتی و غیر دولتی پنهان مانده اند.

2-کودکان کار در کارگاه های آجر پزی در محل کار و سکونت خود از هرگونه امکانات رفاهی؛بهداشتی و آموزشی محروم هستند .

3-کودکان کاردر محیطی نا امن روزگار می گذرانند؛ محیطی که هر لحظه خطر آسیب های از قبیل گم شدن؛آزار دیدن(توسط خانواده و برخی افراد در محل) و کشته شدن در حین عبور از اتوبان را با خود همراه دارد.

4-کودکان و زنان کارگاه ها توان تغییر و توانمند شدن را دارند اما فضای بسته محیط کار و نداشتن هرگونه امکانات و نبود یک گروه تسهیل گر و آموزش دهنده این فرصت را از آنها گرفته است.

پیشنهاد اعضای گروه

1- توجه وهمیاری اعضای کانون جهت فراهم نمودن فضایی ایمن ، سالم و مفید برای کودکان و زنان کارگر در کارگاه های آجر پزی.

2- با توجه به همکاری و اشتیاق برخی از زنان و همچنین مدیریت یکی از کارگاه ها می توان با آنها وارد رایزنی شد و از نیروهایی محلی آنجا  برای ایجاد تغییر استفاده کرد.

3- استفاده ازطرح های خانم آلاله نوایی جهت ایجاد فضای آموزشی و تفریحی برای کودکان و نوجوانان.

4- کمک ازاعضای داوطلب برای توانمند سازی زنان و آموزش به کودکان و نوجوانان .

5- تاسیس یک کتابخانه (یکی از زنان نسبتا با سواد محل پیشنهاد گروه برای ایجاد کتابخانه و اداره آن در حیاط منزل خود را پذیرفت)


آبان ۲۷, ۱۳۹۲ | Category: گزارش | Comments: ۱

 

One Response to “گزارش بازدید از کارگاه های آجر پزی خاتون آباد تهران”

  1. سلام
    خوبه که آدمایی مثل شما هستند . آدمایی که سعی می کنند بی تفاوت نباشند. ممنون از شما
    اما آیا فکر می کنید پیشنهاداتی که مطرح کردید کارشناسانه هست؟ آیا جایی که شکم خالیه میشه مغز رو پر از داده کرد؟ فقر از هر دری که بیاد فرهنگ و سواد و ایمان کم کم و یکی یکی از در دیگه میرن بیرون.
    خانه از پای بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است


نظر بگذارید




bottom