12 ژوئن روز جهانی لغو کار کودک

برگزاری نشست  تخصصی روز جهانی لغو کار کودک، بدون حضور نمایندگان تشکلهای مبارزه با  کار کودک که سالهاست در این مراکز، با مشکلات فراوان دست و پنجه نرم می کنند، جای بسی تامل دارد.

انجمن حمایت از کودکان کار، انجمن حمایت از حقوق کودکان، جمعیت دفاع از کودکان کار، کانون فرهنگی – حمایتی کودکان کار (کوشا)… با سبقه 10 تا 15 ساله در این نشست کجا بودند؟

حتما این تشکلها،  حضور پررنگ برای مبارزه با کار کودک ندارند؟! خب بگذریم و کارمان را بکنیم اجازه ندهیم به بازی دیگری سرگرممان کنند.

موسسه کودکان کوشا هم در کنار همه نظریه پردازان عدالت خواه، اعتقاد به این نظریه دارد که تا زمانی که سیستم تقسیم ناعادلانه ثروت در جامعه حاکم است این معضل ریشه کن نخواهد شد. اما جامعه ای عاری از وجود دو  قطب، ثروت در یک طرف و فقر در طرف دیگر، کی اتفاق می افتد؟ و تا آن زمان چه باید کرد؟

بر اساس آخرین آمار سازمان جهانی کار، 220 میلیون کودک در سراسر جهان مشغول به کارند و 72 میلیون کودک از بین آنان زیر 14 سال هستند و طبق آمارهای رسمی سه میلیون و ششصد هزار کودک کار در ایران وجود دارند. آیا با این آمارهای رو به تزاید باید منتظر نشست تا کودکی این کودکان فدای این دوره تاریخی گردد؟

بیایید کلاهمان  را قاضی کرده و دنبال حرکتهایی عملی بگردیم و فرضیه بالا را، نظریه ای برای آرامش خودمان برای توجیه اینکه حرکت عملی نداشته باشیم، ندانیم.

افزایش فقر و مشکلات اقتصادی خانواده، مشکلات فرهنگی مثل دیدگاه خانواده نسبت به کار کودک و تحصیل کودک و به رسمیت نشناختن جایگاه کودکان و زنان در خانواده ، گسترش اعتیاد و افزایش مصرف مواد مخدر ، بیماری های مسری خطرناک (به خصوص ایدز)، فروپاشی خانواده، مهاجرت، جنگ، کاهش امنیت اجتماعی، کمبود امکانات تحصیلی و بهداشتی،همه و همه  از دلایل اصلی افزایش کار کودک است.

جالب است که طبق گزارش یونیسف 60 درصد کودکان کار در حوزه کشاورزی مشغول به کارند و  5.700.000 کودک در سطح دنیا در کارهای اجباری و باندهای خطرناک به کار گرفته می شوند و یک میلیارد کودک درگیر جنگ، برخورد های مسلحانه و 100 میلیون دختر درگیر کار مضاعف خانه داری هستند.این دختران توامان هم به درآمد زایی در بیرون از محیط خانه می پردازند و هم محکوم به کار بدون مزد در خانواده اند، در نتیجه دو برابر پسران تحت فشار می باشند و بالطبع از درس خواندن و کودکی کردن محروم می باشند.

طبق نظریه سازمان جهانی کار و برنامه جهانی حذف کار کودک؛ بالابردن سطح آگاهی جامعه، حمایت مستقیم از کودکان کار و خانواده های آنها، به دست آوردن آمار صحیح کودکان کار، مسئولیت پذیری اجتماعی بخش خصوصی ، مستند سازی تجربیات در این زمینه، همکاری با نهادهای مدنی، توجه به تحقیقات و امکانات،  حمایت از NGO ها، توانمند سازی مادران، آموزش رایگان برای همه، تدوین طرح ها و برنامه های حمایتی، گسترش تامین اجتماعی برای کودکان، برقراری ارتباط بین المللی برای مبارزه با این امر و اصلاح قوانین پوسیده وعقب مانده، الگویی جهانی و مناسب برای مبارزه با کار کودک است.

زمینه های عملی اجرای این برنامه با کوشش برای یافتن پاسخ هایی برای سئوالات زیر آغاز می شود:

  • این کودکان در کجا مشغول به کارند؟
  • تعدادشان چقدر است؟
  • زمینه خانوادگی شان چیست؟
  • معمولا از کدام نواحی کشور می آیند؟
  • در چه حوزه های کاری مشغول به کارند؟
  • در چه شرایطی هستند و چه ابزاری برای مجبور کردنشان به کار وجود دارد؟
  • آیا خانواده، فقر و یا  باندهای مخوفی از ارزان بودن کار آنان سود می برند؟

بررسی هر یک از این موارد می تواند زمینه های اجرایی آن را فراهم آورده و  ما را در رسیدن به این هدف یاری کند.

کانون کوشا به عنوان یکی از قدیمی ترین NGO های فعال در زمینه مبارزه با کار کودک در تلاش های  12 ساله اش سرگرم برنامه های این چنینی بوده و دستاورد این تحقیق میدانی شناسایی  26 نوع کار کودک در کلان شهرها و شهرها و روستاهای کشور بوده است.

شناسایی علل بوجود آمدن آسیب کار کودک و اقدام در جهت مرتفع کردن آن، شناسایی خانواده کم درآمد و حمایت از آنها، ارائه خدمات حمایتی مناسب اشتغال و توانمند سازی خانواده، کاربردی کردن آموزش در مدارس و فراهم کردن آموزش رایگان، از دیگر برنامه های کانون کوشا در 12 ساله گذشته  بوده است.

باید پذیرفت که اجرای برنامه عملی، موفق و کارساز در این زمینه منوط به حمایت کلان و همکاری وسیع از جانب دولت می باشد؛ چیزی که  به علت بی اعتمادی دولت به NGO ها و حمایت کم از آنان و نگاه غیرمنصفانه، تاکنون اتفاق نیافتاده است. دولت همواره به کانون کوشا و سازمان های مشابه نه به عنوان یک سازمان اجتماعی دلسوز، بلکه به عنوان سازمان هایی دست و پاگیر و مزاحم نگاه کرده است. این در حالی است که « کوشا » فعالیت اش را در جهت لغو و تخفیف کار کودک ادامه داده است.

باید یادآوری کرد که باز طبق آمار سازمان جهانی کار در نتیجه فعالیت NGO ها در سراسر جهان، در فاصله سالهای 2004 تا 2008 حدود 11 درصد از کار کودکان کاسته شده است. کار کودکان در بدترین اشکال آن یعنی کارگر جنسی؛ در همین فاصله زمانی 26 درصد کاهش داشته است.

کانون کوشا به موازات فعالیت در زمینه خارج کردن کودکان از چرخه کار، با راه اندازی واحد کارآفرینی مادران، این امکان را برای مادران  فراهم آورده تا با مشارکت آنها در فرایند کار مولد و درآمد زا، فرصت حذف کار کودکان نیز فراهم شود. بنابراین در کنار هدف الغای کار کودک، هدفی دیگر به نام توانمندسازی مادران کودکان کار، در زمره اهداف کانون قرار گرفت. اما به علت اینکه بیشتر این مادران معمولا دارای فرزندانی خردسال هستند که وجودشان مانع از اشتغال مادران می شود، باید این امکان برای مادران فراهم می شد که در زمان  اشتغال به کار، از کودکان خردسال آنها نگهداری شود، کانون این مهم را نیز جزء اهداف خود قرار داد. اما این تنها دلیل آزادسازی وقت مادران برای پرداختن به کار نبود، بلکه از دیدگاه استراتژیک، کودکان خردسال این مادران، کودکان آینده ی کار و خیابان خواهند بود و کانون برای پیشگیری از بروز چنین رویدادی، هدف سوم که همانا پرورش کودکان خردسال در مهد کودک بود را به اهداف خود افزود.

واحد های کانون فرهنگی حمایتی کودکان کار – کوشا

کانون تعداد 1450 کودک دختر و پسر در معرض آسیب را در واحدهای مختلف خود تحت پوشش دارد. واحدهای کانون شامل:

  • مهدکودک با 86 کودک،
  • مدرسه کودکان بازمانده از تحصیل با 200  کودک و 70 مادر
  • ایجاد كلاسهاي كمك درسي در مقاطع مختلف تحصيلي،  براي تقويت درسي كودكان چون در موارد بسیار در كنار فقر اقتصادي خانواده، ضعف تحصيلي كودك نيز منجر به ترك تحصيل و پیوستن او به بازار كار مي شود.
  • گروه روانشناسی و پزشکی کانون با همکاری گروه روان شناسان و پزشکان و مشاوران متخصص، درمان مشکلات روحی و جسمی کودکان را روزانه به عهده دارند.
  • بینایی سنجی و شنوایی سنجی تمامی کودکان جزئی از کار این گروه بوده است.
  • ايجاد كلاسهاي بازی، آموزش و ترویج بازی قاعده دار، ترویج کار گروهی؛ بوجود آوردن فرهنگ بازی های گروهی در فضای کانون
  • برگزاری کلاسهای نقاشي براي كشف استعدادها و تلطيف روح كودك
  • ايجاد كلاسهاي آموزش تاتر و سينما
  • پرداخت  كمك هزينه  تحصيلي براي كودكاني كه توانايي مالي براي ادامه تحصيل ندارند به كمك حامیان مالي
  • ايجاد كلاسهاي حرفه آموزي  برای کودکان بالای 16 سال
  • ایجاد اردوهایی یک یا چندروزه، برای تقویت همکاری و بالارفتن مهارت های اجتماعی کودکان
  • ايجاد كلاسهاي مقابله با خشونت براي كودكان و مادران آنها (کنترل خشم).
  • ايجاد كلاسهاي بالا بردن مهارتهاي زندگي و توانمندسازي فردي براي مادران و كودكان و کارگاههای حقوق کودک

همه این کلاسها به منظور تلطيف روح كودك و اينكه كودكي او پشت دستگاههاي جوشكاري، مکانیکی و  … فراموش نگردد، طراحی و اجرا شده است.

آموزشهای کانون به منظور ايجاد بستری برای تغييرات فرهنگي در خانواده و جامعه با هدف بالا بردن مهارت های فردی کودکان و خانواده هایشان می باشد. کانون واحدی به نام پژوهش دارد که تحقیق پیرامون انواع کار کودک از نمونه کار های پژوهشی اش محسوب می شود.

تمرکز زدایی در ساختار تصمیم گیری و اجرای برنامه ها، به گونه ای که در طی یک فرایند کلیه تصمیم گیری ها و اجرای امور کانون به خود کودکان و نوجوانان بزرگتر واگذار گردد.

« کوشا » در آینده چه می خواهد بکند

در سه سطح می توان به تشریح برنامه های آتی کوشا پرداخت:

سطح اول: تلاش برای اینکه دولت یا سیستم قانون گذاری در این رابطه حرکت کند و با بیمه کردن و یا اصلاح قوانین به نفع کودک، بر طبق پیمان نامه حقوق کودک، در جهت الغای کار کودک برآید.

سطح دوم: بخش خصوصی؛ بخش خصوصی ملزم شود یک درصد از درآمد خود را به کارآفرینی مادران کودکان کار، اختصاص دهد و تسهیلاتی فراهم آورد و که مادران این کودکان در مراکز کارآفرینی کار کنند تا کار مادر جایگزین کار کودک شود(نمونه حرکت کوشا در این مورد).

سطح سوم: حرکت سازمانهای غیردولتی از جنس ترویج تکدی گری نباشد، فعالیت ها از منظر توانمندسازی کودک و خانواده او، در عرصه شکوفایی و پرورش روح خلاق و جسم کودک به پیش رود.

فاطمه ایزدپناهی (مریم پناهی)


تیر ۱۱, ۱۳۹۲ | Category: مقاله | Comments: none

 


نظر بگذارید




bottom