ویرایشی متفاوت از داستان خرگوش و لاکپشت

گاهی خلاقیت های نوشتاری از جلساتی و مکان هایی ظهور می یابند که شاید کسی انتظار آن را نداشته است. نوشته زیر ، یک بازنویسی خلاقانه با یک دید بسیار زیبا به مساله دوستی است که توسط علی احمدی ، یک کودک 12 ساله تحت پوشش طرح سی اس آر ، نوشته شده است. با هم این داستان را می خوانیم.

شکل جدیدی از داستان خرگوش و لاک پشت« روزی بود و روزگاری ، خرگوش و لاک پشت در جاده ی مهم جنگل یک دیگر را دیدند و با هم به گفت و گوی مهمی پرداختند و خرگوش با سرعت بالایی که داشت به لاک پشت گفت من سرعت شگفت انگیزی دارم و پس از مدتی لاک پشت قطعه عکسی را به خرگوش نشان داد که جام قهرمانی مسابقه ی دو دردست پدربزرگ لاک پشت بود و خرگوش هم با تعجب قطعه عکس دیگری را نشان داد که جام قهرمانی مسابقه در دست پدربزرگ  آقا خرگوشه بود. آن ها بر سر عکس با هم جر و بحث کردند و در فکر آقا خرگوشه رسید که بیا و دوباره با هم مسابقه بدهیم . آنها با هم مسابقه را شروع کردند .خرگوش با غرور بر درخت تکیه داد و دویدن لاک پشت را که اصلا شبیه دویدن نبود تماشا می کرد و پس از دقایقی که لاک پشت در دید خرگوش نبود ، خرگوش هم شروع به دویدن کرد. آن ها با هم به خط پایان رسیدند. پس به این نتیجه رسیدند که آن ها و پدربزرگ هاشان با هم جام را به بالای سر برده اند. »

خرگوش و لاک پشت ، نوشته علی احمدی


اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۲ | Category: داستان | Comments: ۱

 

One Response to “ویرایشی متفاوت از داستان خرگوش و لاکپشت”

  1. ذهن خلاق یعنی این!


نظر بگذارید




bottom