الغا یا کاهش کار کودک

در این نوشته ، سعی داریم سوالاتی را پاسخ دهیم:

کودک کار کیست؟

کانون کوشا کیست؟

چه کاری برای الغا، یا کاهش کار  کودک می تواند انجام دهد؟

اما پیش از آن مقدمه ای بر پیش زمینه ها خواهیم داشت:

نگاهی به کودک کار در جهان

بنا به گزارش سازمان جهانی کار، ILO ، حدود 220 میلیون کودک کار در سراسر جهان مشغول به کار هستند که از این میان حدود 72 میلیون نفر آنان در دامنه سنی زیر 14 سال قراردارند.  ILO کلیدی ترین بخش برنامه الغای کار کودک را تحصیل اجباری دانسته که دو هدف اصلی آن تا سال 2015 عبارتست از:

1 – هیچ کودکی نباید تحصیل دوره ابتدایی را به پایان نرسانده باشد.
2 – میان دختران و پسران در زمینه تحصیل؛ تبعیض جنسیتی وجود نداشته باشد.

بر اساس همین گزارش؛ 126 میلیون نفر از کودکان به کار طاقت فرسا اشتغال دارند. بدترین وضعیت کار کودک در جهان به کشورهای صحرای آفریقا تعلق دارد. زیرا در آنجا نرخ رشد جمیعت بالاست، جمعیت کم سن و سال جوان فراوان است و از سوی دیگر میزان ابتلا به ایدز و ویروس HIV نیز بالاست و به همین دلیل کودکان نان آور اصلی خانواده هستند. حدود 50 میلیون نفر از کودکان در این منطقه ساکن هستند.

بدترین اشکال کار کودک از نظر ILO عبارتست از: خرید و فروش کودکان، شرکت در کارهای نظامی و جنگ، کودک کار جنسی و یا ایفای نقش در فیلمهای پورنوگرافی، استفاده از کودکان در کارهای غیرقانونی مثل توزیع و فروش مواد مخدر و …

براساس گزارش فوق، مهمترین شکل کار کودک که در مشاهدات و مطالعات میدانی پنهان می ماند، کار کودک در خانه است که عمدتا در برگیرنده ی دختران است تا پسران. این شکل از کار کودک، به تازگی در سال 2008 از سوی ILO  به عنوان کار کودک به رسمیت شناخته شده است.

همین گزارش می افزاید که در نتیجه فعالیت NGO های فعال در این حوزه، در سراسر جهان، در فاصله سالهای 2004 تا 2008 حدود 11 درصد از کار کودکان کاسته شده است. کار کودکان در بدترین اشکال آن؛  کار گر جنسی؛ در همین فاصله زمانی 26 درصد کاهش داشته است.

نگاهی به کار کودک در ایران

کودک کار در ایران، شامل: کار کودک در دامداری ها، مرغداری های؛ نمد مالی ها برای ساختن نمد (اغلب خانوادگی با برادر و پدر و عمو انجام می شود و دستمزد گروهی است)؛ کودکان قالی باف خانه ها به ویژه دختران، با مهارت انگشتهایشان برای گره های فرش؛ کودک کار در مکانیکی ها، به شکل شاگرد مکانیک (پادو تا ذره ذره بتواند آچار دست بگیرد و دستانش توانایی باز کردن پیچ و مهره را بدهد به ویژه پسران)؛ کودک کار در شیشه گری ها برای دم کودکانه؛ کودکان کار آجر پز خانه ها (از سن سه تا 18، بخصوص دختران، به طوری که کودکان سه ساله گرد روی آجر ها را با دستمال پاک می کنند)؛ کودکان کارگر ساختمان (کار در  ساختمان سازیها زیر دست سفیدکار و بنا…)؛ کودک کار خانه دار (بخصوص دختران، که در نبود پدر و مادر عهده دار کار خانه و از سن بسیار پایین تربیت و نگهداری خواهر و برادر دیگر و مسن ترهای خانواده را به عهده دارند)؛ کودکان کار خانگی (منجوق دوزی، دکمه دوزی، سنجاق روسری و کارهایی که دستگاههای بزرگ نمی خواهد)؛ کودک کارگر جنسی (دختر و پسر)؛ کودک صیغه؛ کودک متاهل؛ کودک چابکسوار (اسب سواران ترکمن صحرا)؛ کودک کار در سراجی ها (کیف دوزی ها)؛ کودک کار در کارگاههای مواد شیمیایی (حمل و ظرفه کردن مواد شیمیایی)؛ کودک کار در قبرستانها به شکل قرآن خوان، شستشوی قبور، گلفروشها؛ کودک کار در آیینه شمعدان سازی ها؛ کودک کار در کارگاههای سنگ نویسی در نزدیکی قبرستانها؛ کودک کار در خدمات شهرداری (کارگر رفتگر، حفر قنات، گرفتگی آب معابر و  تمیزکاری جوی های خیابان)؛ کودک کار در پاکت سازی ها؛ کودک کار در خیاط خانه ها یا تولیدی های خیاطی (وردست، دکمه مادگی زن و …)؛ کودک کار در معادن و حفاری های چاه به همراه پدر؛ کودک کار گلفروش و آدامس فروش و فال فروش سر چارراهها؛  کودک کار متکدی (پاکستانی و زابلی و زاهدانی)؛ کودک کار برده (استخدام برای امورات خانه در خیلی از خانه بخصوص دختران از سن 6 یا 7 سالگی)؛ کودک کار جنگ؛ کودک کار در خیابان؛ در کنار همه اشکال کار کودک، یکی از ویژگی خاص کار کودک در ایران کودک متاهل است، که باز بیشتر خاص دختران می باشد. به طوری که گاهی مادران زیر هیجده سال ما، با کودکانشان عروسک بازی می کنند. و البته جای تاسف مضاعف دارد این کودکان متاهل، طلاق هم می گیرند به طوری که اخیرا روزنامه مغرب به نقل از آقای فرشید یزدانی اعلام کرده که ایران 37000 کودک مطلقه دارد و در نظر بگیرید تعداد دخترانی که در سن  زیر 17 سالگی ازدواج می کنند، طلاق می گیرند، به طوری که این کودکان دیگر تقریبا هرگز امکان ازدواج مناسب و تحصیل بعد از طلاق پیدا نمی کنند و اضافه می شود آزاری که یک کودک دختر مطلقه در جامعه سنتی ایران می بیند.

برای مبارزه با این شرایط: کوشا کیست و چه می تواند بکند؟

کانون فرهنگی – حمایتی کودکان کار، کوشا، اجرای مفاد کنوانسیون حقوق کودک را با تاکید بر الغای کار کودک در سرلوحه فعالیتهای خود قرار داده است. اما عملی کردن مفاد این کنوانسیون؛ مستلزم توجه ویژه به شرایط محلی و جمعیت شناسی هر منطقه و در واقع بومی سازی آن بود.

کانون در همان ابتدای فعالیتش در محله دریافت که تمرکز صرف بر الغای کار کودک در عمل به دستاورد چندانی نمی انجامد، زیرا کار کودک به معنای ایجاد درآمد برای خانواده است و خانواده ها به سادگی از این امکان مالی نمی گذرند. از این رو به موازات فعالیت در زمینه بازگیری کودکان از چرخه کار و خیابان، با راه اندازی واحد کارآفرینی مادران، این امکان را برای مادران آنها فراهم کرد تا با مشارکت آنها در فرایند کار مولد و درآمد زا، فرصت حذف کار کودکان آنها را فراهم آورد. بنابراین در کنار هدف الغای کار کودک، هدفی دیگر به نام توانمندسازی مادران کودکان کار، نیز از جمله اهداف کانون قرار گرفت. اما چنین مادرانی معمولا دارای فرزندانی خردسال بوده  که وجود آنها مانع از اشتغال مادران می شود و به همین خاطر باید این امکان برای مادران فراهم می شد که زمانی که آنها مشغول کار هستند، از کودکان خردسال آنها نگهداری شود، کانون این مهم را نیز جزء اهداف خود قرار داد اما تنها دلیل فقط آزادسازی وقت مادران برای پرداختن به شغل نبود، بلکه از دیدگاه استراتژیک، کودکان خردسال این مادران، کودکان آینده ی کار و خیابان خواهند بود و کانون برای پیشگیری از بروز چنین رویدادی، هدف سوم که همانا پرورش کودکان خردسال بود را به اهداف خود افزود.

کانون تعداد 1450 کودک دختر و پسر در معرض آسیب را در واحدهای مختلف خود تحت پوشش دارد. واحدهای کانون شامل:

–    مهدکودک با 86 کودک،
–    مدرسه کودکان بازمانده از تحصیل با 200  کودک و 70 مادر
–    ایجاد كلاسهاي كمك درسي در مقاطع مختلف تحصيلي،  براي تقويت درسي كودكان چون در موارد بسیار در كنار فقر اقتصادي خانواده، ضعف تحصيلي كودك نيز منجر به ترك تحصيل و پیوستن او به بازار كار مي شود
–    گروه روانشناسی و پزشکی کانون با همکاری گروه روان شناسان و پزشکان و مشاوران متخصص، درمان مشکلات روحی و جسمی کودکان را روزانه به عهده دارند. بینایی سنجی و شنوایی سنجی تمامی کودکان جزئی از کار این گروه بوده است.
–    ايجاد كلاسهاي بازی، آموزش و ترویج بازی قاعده دار، ترویج کار گروهی؛ بوجود آوردن فرهنگ بازی های گروهی در فضای کانون
–    برگزاری کلاسهای نقاشي براي كشف استعدادها و تلطيف روح كودك
–    ايجاد كلاسهاي آموزش تاتر و سينما
–    ايجاد كمك هزينه هاي تحصيلي براي كودكاني كه توانايي مالي براي ادامه تحصيل ندارند به كمك حامیان مالي براي كودك.
–    ايجاد كلاسهاي حرفه آموزي  برای کودکان بالای 16 سال
–    ایجاد اردوهایی یک روزه یا چندروزه، برای تقویت همکاری روحی
–    ايجاد كلاسهاي مقابله با خشونت براي كودكان و مادران آنها (کنترل خشم).
–    ايجاد كلاسهاي بالا بردن مهارتهاي زندگي و توانمندسازي فردي براي مادران و كودكان و کارگاههای حقوق کودک

همه این کلاسها به منظور تلطيف روح كودك و اينكه كودكي او پشت دستگاههاي جوشكاري، مکانیکی و  … فراموش نگردد. آموزشهای کانون به منظور، ايجاد بستری برای تغييرات فرهنگي در خانواده و جامعه با هدف بالا بردن مهارت های فردی کودکان و خانواده هایشان می باشد.

کانون واحدی به نام پژوهش دارد که تحقیق پیرامون انواع کار کودک از نمونه کار پژوهشی کانون است.

پروژه های آینده: برنامه آینده کودکان عبارتند از:

– اجرای پروژه های پژوهشی مانند آزمون تاب آوری و ارزیابی سالانه شاخص های مربوطه در زمینه رشد سلامت روانی – اجتماعی.

– تمرکز زدایی در ساختار تصمیم گیری و اجرای برنامه ها، به گونه ای که در طی یک فرایند  کلیه تصمیم گیری ها و اجرای امور کانون به خود کودکان و نوجوانان واگذار گردد.
لازم به ذکر است که تمامی خدمات فوق توسط داوطلبان مجرب با تحصیلات دانشگاهی و به طور رایگان در اختیار این کودکان قرار داده می شود.

منابع مالی: منابع مالی کانون عمدتا از چند راه تامین می شود:

–    کمکهای مالی افراد، که باتوجه به مفهوم توانمندسازی بر اساس برنامه کانون و در جهت پرهیز از تکدی پروری، که این کمکها بسته به بضاعت مالی افراد، متنوع و دارای فواصل زمانی منظم یا نامنظم است.

–    شرکت ها یا موسسات خصوصی که با توجه به هدف ذکر شده در بند قبل، کمکهای خود را به صورت نقدی یا جنسی به کانون ارائه می نمایند.

–    نهادها که با تصویب طرح ها و برنامه های اجرایی یا پژوهشی کوشا اقدام به تامین اعتبار مالی آن می نمایند و مطابق قرارداد منعقده، بودجه مربوطه را پرداخت می نمایند.

کوشا در آینده چه باید بکند:

در سه سطح می توان به تشریح برنامه های آتی کوشا برآمد.

سطح اول: تلاش برای اینکه دولت یا سیستم قانون گذاری در این رابطه حرکت کند، و با بیمه و یا اصلاح قوانین به نفع کودک، بر طبق پیمان نامه حقوق کودک، در جهت الغای کار کودک برآیند.

سطح دوم: بخش خصوصی؛ بخش خصوصی ملزم شود یک درصد از درآمد خود را به کارآفرینی مادران کودکان کار، اختصاص دهد و تسهیلاتی فراهم آورد و که مادران این کودکان در مراکز کارآفرینی کار کنند تا کار مادر جایگزین کار کودک شود(نمونه حرکت کوشا در این مورد).

سطح سوم: حرکت سازمانهای غیردولتی از جنس ترویج تکدی گری نباشد، از منظر توانمندسازی کودک و خانواده او، در عرصه شکوفایی و پرورش روح خلاق و جسم کودک برآیند.

فاطمه ایزدپناهی (مریم پناهی)


اسفند ۲۳, ۱۳۹۱ | Category: مقاله | Comments: none

 


نظر بگذارید




bottom