روزهای سپید کودکی، در خیابان های شهر، سیاه می شوند

 درباره نویسنده: خانم بهشته نظری زاده

صبح مثل هر صبح دیگر، هر صبح زمستانی و تابستانی که خورشید طبق عادت طلوع می کند، طبق عادت کفشهایش را پوشید و راه افتاد؛ برای او چه فرقی می کند امروز چه روزی است، سرد است یا گرم؟ شاد است یا غمگین؟ حوصله دارد یا ندارد؟!

او دیروز را به یاد نمی آورد، امروز را باور ندارد و برای فردا هم طرحی ندارد؛ برای او فقط مهم این است که خیابانها شلوغ باشند! آنهم نه خیلی که نشود چیزی فروخت… همینقدر باشد که مردمی باشند تا بخرند کالای دستش را که الماس عمرش را بر آن آویخته… برایش تنها تکه نانی مهم است که شب در سفره بگذارد تا خواهر کوچکش سیر شود و دارویی تهیه کند تا مادر بیمارش بخورد بلکه کمتر درد بکشد… .

پسرک نه یا ده ساله نحیف کوتاه قد، با چشمانی سبز دستانش پر از نایلونهای مختلف بود که توی هر کدام چیزی گذاشته بود برای فروش؛ از بادبزن و دستمال جیبی گرفته تا آینه و گل سر و فال! اسمشو پرسیدم؛ گفت: محمود. باهاش هم کلام شدم؛ گفت: کار می کنم تا پول داروهای مادرمو بدست بیارم، مادرم دیالیز میشه. (خیابان دور سرم چرخید)؛ کمی مکث کرد و دوباره گفت: وقتی دیالیزش دیر میشه همش ناله میکنه. بقیه حرفهاشو نمی فهمیدم. کمی صبر کردم، به خودم که اومدم پرسیدم: مدرسه رفتی؟ سواد داری؟ با افتخار و پُز کودکانه ای گفت: بله خانم تا سوم خوندم. میخوای چیکاره بشی؟ نگاهی به دور دست کرد و گفت: میخوام فیلم بازی کنم… میخوام عکسم روی پرده سینماها باشه. مکث عمیقی کردم، نگاهم در نگاهش گره خورد، همچنان که نگاهش را معنی می  کردم قراردادهای میلیاردی رو به خاطر اوردم ، سکوت کردم و به راه افتادم تا محمود را به دنیای خیابانی اش بسپردم، همچنان که از محمود دور می شدم صفرهای قراردادهای بازیگری در فیلم ها و سریالها را می شماردم. در میان راه همزمان با خورشید که سرک می کشید تا نظاره کند طفل بی گناه را، در میان هیاهوی شهر صفرهای قرادادهای بازیگری میان صدای ملتمس محمود که خنکای بادبزنش را تبلیغ می کرد پر کشید و به میلیونها آرزوی دیگر پیوست و گم شد… .

جامعه بی خبر است

متاسفانه جامعه نگاه مثبت و صحیحی به کودکان کار ندارد. جامعه بی خبر است که در زندگی کودکان کارهمه چیز از خانه شروع میشود و به خیابان ختم می شود! از یک خانه با بابایی معتاد و بیکار تا خیابانی رنگارنگ که رحم ندارد. مردم بی خبرند که محمود جایی جز خیابان ندارد! اما مسئولین چه؟ آنها هم بی خبرند؟ بی خبرند که محمود ها کوچکند اما باید با آدم بزرگها سرو کله بزنند؟ بی خبرند که  تو این جامعه معتاد میشوند؟ توی این جامعه گرگ میشوند؟ تو این جامعه دزد میشوند؟ و تو این جامعه زندان میشوند و شاید چوبه…  و در این بی خبری ها خبری از آرزوی های محمود نیست چون اصلا هیچ جا خبری از محمود نیست.

قصه مشترک کودکان کار

همیشه کسانی که کار می کنند مورد تحسین قرار می گیرند شرایط زندگی ناگوار محمودها به گونه ای است که هرگونه تعلق و تعهد نسبت به هنجارها و ارزش‌های اجتماعی جامعه در آن‌ها تضعیف شده و شرایطی را برای آن‌ها به وجود می‌آورد که تعداد بیشماری آز آن‌ها به خود و جامعه آسیب های جدی می‌رسانند. محمودها برای تأمین غذا، سرپناه، امنیت، محبت و پول؛ طرد می شوند، توهین می شنوند، تهدید می شوند، گرفتار باندهای غیر اخلاقی اعم از تجارت سیاه (فروش اعضای بدن کودکان)، افیون، تکدی گری، روسپی گری، قاچاق، دزدی و غیره می شوند و البته گاهی هم توسط نیروهای انتظامی، شهرداری، بهزیستی و غیره دستگیر می شوند. این نه قصه محمود است که آینه و دستمال و بادبزن و فال می فروشد که قصه هزاران؟ نه! قصه میلیون ها کودک کار است که در سرتاسر کره خاکی از حق کودکی خود محرومند و مخفیانه و آشکار در خیابان ها، کارگاه ها، معادن، مزراع و کوره پز خانه ها و… مشغول کار سخت و طاقت فرسایند.

به رسمیت شناخته نشدن تشکل هایی که برای کار کودک مبارزه می کنند، و عدم حمایت دستگاههای دولتی از آنان، و  همچنین فقدان قوانین محکم در مبارزه با لغو کار کودک، منتهی به این می شود که برخی از این کودکان علاوه بر بیگاری در قبال مبلغ اندک به متکدیان و یا باندها و سودجویان کرایه داده شوند و یا فروخته شوند.

کودک هدیه ای الهی است

براساس ماده 32 پیمان نامه جهانی حقوق کودک، کودک باید در برابر کاری که رشد و سلامت وی را تهدید می کند حمایت شود و دولتها باید حداقل سن و شرایط کار کودکان را مشخص کنند اما مسئولیت دشوار میلیونها کودک کار به عهده کیست؟ طبق اصل سی ام قانون اساسی ایران نیز دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را تا پایان دوره متوسطه برای همگان فراهم سازد ایران همچنین با پیوستن به کنوانسیون حقوق کودک متعهد شده است کودکان را در برنامه ریزی های کلان خود در اولویت قرار دهد. در معیارهای دینی ما نیز کودک هدیه ای الهی نامیده شده که رشد و تعالی او وظیفه خانواده و جامعه است.

ریشه در کجاست؟

گزارش سازمانهایی چون سازمان بین المللی کار، دیده بان حقوق بشر، دیده بانان حقوق کودکان و یونیسف نشان از شرایط بسیار نامطلوب کودکان کار در سراسر جهان دارد. متاسفانه درصد ناچیزی از بودجه کشورها به رشد و آموزش همه جانبه کودکان کار تخصیص می یابد. این در حالیست که براساس آمارها سالانه بیش از 1200 میلیارد دلار در جهان صرف هزینه های نظامی می شود.

تقریبا هیچ شهر و کشوری در دنیا نیست که کودک خیابانی نداشته باشد. شکاف طبقاتی، افزایش خانواده های بد سرپرست، بی سرپرست و تک سرپرست، افزایش جمعیت، فقر اقتصادی و فرهنگی، مهاجرت، بیکاری، بلایای طبیعی، طرد شدن کودک، عدم تامین اجتماعی، حاشیه نشینی، درگیریهای مستمر خانوادگی، اعتیاد و مشاغل کاذب و… در گسترش این ناهنجار اجتماعی نقش دارند.

آمار و ارقام ها تکان دهنده است

سازمان بين المللي کار(ILO) وابسته به سازمان ملل هشدار داده است بحران فعلي اقتصاد جهان، تلاش هاي اين نهاد براي ريشه کن کردن کار کودکان را به مخاطره افکنده است. بر اساس اعلام این سازمان بیش از 90 درصد کودکان با حقوق اولیه خود آشنا نیستند ، آمار این سازمان نشان می دهد سالانه ۲۵۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ ساله در جهان از حق کودکی خود محروم می‌شوند که 20 درصد آن کودکان زیر ده سال را تشکیل می دهد. طبق این آمار ۱۲۰ میلیون‌ از 250 میلیون نفر وارد بازار کار شده و مشغول به کار تمام‌ وقت هستند. ۶۱ درصد این کودکان در آسیا، ۳۲ درصد در آفریقا و ۷ درصد در آمریکای لاتین زندگی می‌کنند.

بررسی وضعیت کودکان کار در ایران

درایران آمار ضد و نقیضی در مورد کودکان کار اعلام می شود. این آمار از 20 هزار تا دو میلیون متغییر است اما براساس اعلام اخیر مرکز پژوهش های مجلس حدود سه میلیون 200 هزار کودک در ایران به مدرسه نمی روند که بدیهی است این رقم با آمار کودکان کار بی ارتباط نیست.  براساس آمار در کشور ما 80 درصد کودکان خیابانی کودکان کار هستند. 90 درصد این کودکان دارای والدین هستند که 42درصد آنان مهاجرین داخلی  و 32 درصد مهاجرین خارجی اند. 78 درصد از نان آوران کوچک پسرند.

سلامتی از کودکان کار رخت بسته

براساس بررسی های انجام شده در ایران، 86 درصد کودکان کار کاهش وزن دارند، 82 درصد بیماریهای پوستی، 80 درصد کاهش قد، 77 درصد بیماری های دهان و دندان، 73 درصد بیماریهای چشم، 64 درصد بیماریهای قلبی، 61 درصد بیماریهای دستگاه تنفسی، 60 بیماری های گوش و حلق و بینی،  و 60 درصد بیماریهای داستگاه گوارش دارند.

در بحث یادگیری نیز 56 درصد کودکان کار بی سوادند از این تعداد  64 درصد کمبود شناخت محیط، 61 درصد مشکلات گفتاری 61 درصد کمبود خفیف ذهنی، 32 درصد کمبود حافظه، 30 درصد مشکلات یادگیری و 21 درصد کمبود کنجکاوی، دارند.

کارگران پنهان ناپیدایند

آمار و ارقام ارائه شده سازمان ها و نهادها تنها شامل کودکان کار پیدا است. براساس اعلام سازمان بین المللی کار عده ای از کودکان و نوجوانان در خانه ها به کار گمارده می شوند که آمار دقیقی از آنان در دست نیست. سازمان بین المللی کار از آنان به عنوان کارگران پنهان یاد می کند. مخفی ماندن آنها از دید اجتماع باعث می شود تا این گروه متحمل بیشترین آسیبها شوند. شاخص ترین فعالیت کودکان کار ناپیدا، قالیبافی، آشپزی، مستخدم، نگهداری از کودک و سالمند است. در نگاهی اجمالی کودکان کاری که به عنوان کارگر برای کار در منزل یا دیگر مراکز به بیگاری کشیده می شوند، بالاترین آمار خشونت، سوء استفاده جنسی و مالی را به خود اختصاص داده اند.

مزاحمت، واکنش انزجاری درپی دارد

خانم ثریا عزیز پناه مدیر هیات مدیره حمایت از حقوق کودکان معتقد است: بحث حضور کودکان در خیابانها بحثی انسانی است که اگر از بین کودکان حتی یک نفر به کودکان خیابانی اضافه شود، در واقع یک مسئله انسانی رخ داده و اگر از جمعیت آنان یک نفر کم شود، یک پیشرفت انسانی ایجاد شده. وی می گوید: دوران کودکی دارای مشخصات خاصی است و کودک در این دوران باید از فرصت های آموزشی برخوردار شود تا بتواند در جامعه به عنوان یک انسان اجتماعی شناخته شود و فعالیت کند. خانم عزیز پناه در خصوص هرج و مرج در مشاغل کاذب کودکان خیابانی گفت: حضور کودکان در معابر و چهار راه ها و ایجاد مزاحمت برای رهگذران خود یک واکنش انزجاری در افراد ایجاد می کند که این انزجار به کودکان نیز منتقل میشود بنابراین مسئولین ذیربط باید به مسئله حضور کودکان در خیابان ها به طور جدی رسیدگی کند.
به گفته دکتر عباسی از مسئولان سازمان بهزیستی، سیر قانونی حمایت از کودکان خیابانی، ارائه حکم قاضی و تحویل آنان به بهزیستی است، دکتر عباسی می‌گوید به معنی واقعی به وضع کودکان مراکز شبه خانواده رسیدگی میشود و امکانات زندگی در این مراکز از زندگی شخصی این مسئول بهتر است. البته معدود گزارش‌هایی که از آزار کودکان در این مراکز به‌دست آمده این ادعا را نقض می کند.
کودک کار یک پدیده اجتماعی ریشه دار است که کنترل آن دستکم 12 سازمان را درگیر میکند اما به هر حال تا حد زیادی قابل حل است. دستگاه های اجرایی، سازمان‌های غیردولتی و خیریه ای، نهادهای بین المللی و مردم نقش تأثیرگذاری بر مبارزه با این معضل دارند. از جمله راهکارهای موثر در کنترل این پدیده عبارتست از:

آسیب شناسی کار کودکان در مناطق مختلف

  • شناسایی نقاط آسیب خیز منطقه در ارتباط با کودکان کار
  • تشویق NGOها برای افزایش فعالیت علیه کار کودکان
  • تعامل با سازمان‌های مردم نهاد برای تشکیل بانک اطلاعاتی کودکان کار و مبارزه ریشه ای با کار کودکان
  • بالا بردن سطح فرهنگ و آگاهی مردم در خصوص آشنایی با مشکلات کودکان کار و نحوه برخورد با آنان
  • ایجاد و گسترش مراکز اسکان موقت و شبه خانواده برای کودکان خیابانی فاقد خانواده
  • تأمین و ایجاد سرپناه شبانه و ارائه آموزش‌های فنی و حرفه ای
  • ارائه خدمات مددکاری به کودکان خیابانی و ارتقائ سطح آگاهی خود و خانواده هایشان
  • ایجاد مراکز اورژانس اجتماعی در راستای کاهش آسیب‌های اجتماعی کودکان
  • برگزاری همایش های آموزش قبل از ازدواج و راه‌اندازی مراکز مشاوره
  • رسیدگی به وضع اقتصادی نان آوران اصلی خانواده مثل پدران
  • کمک به بازگرداندن کودک از خیابان به خانواده و محیط آموزشی برای جبران عقب‌ماندگی های تحصیلی و عاطفی
  • ارائه خدمات آموزشی حرفه ای رایگان مناسب بازار کار به کودکان بالای ۱۵ سال که مجبور به کار هستند برای پیشگیری از تکدی گری این کودکان
  • کمک به ارائه خدمات حقوقی به کودکان کار و تعیین وضعیت کودک از طریق مراجع حقوقی
  • کمک و تلاش برای تدوین و اجرای قوانین موثر در خصوص  جلوگیری از کار کودک

به هر حال محمود و محمودها نه به قوانین آشنایی دارند نه به حقوق خود نه به دعواهای نهادها و موسسات و غیره آنچه با زندگی محمود اجین شده کار است و محرومیت و آنچه با آن غریب است رفاه است و شادی کودکانه.

وه چه نیروی شگفت‌‏انگیزی است، دست‏‌هایی که به‏‌هم پیوسته است!
به یقین، هرکه به هرجای درآید از پای ، دست‌‏هایش بسته است!
دست در دست کسی، یعنی: پیوند دو جان!
دست، گنجینه‌‏ی مهر و هنر است:
خواه بر پرده‌‏ی ساز،
خواه در گردن دوست،
خواه بر چهره‌‏ی نقش،
خواه بر دنده‏‌ی چرخ،
خواه بر دسته‌‏ی داس،
خواه در یاری نابینایی،
خواه در ساختن فردایی…
«فریدون مشیری»

به امید اتحاد همه ارگان های مسئول برای رهایی کودکان کار


تیر ۱۹, ۱۳۹۱ | Category: مقاله | Comments: none

 


نظر بگذارید




bottom