دسترسی به اینترنت و دانش آموزان

///دسترسی به اینترنت و دانش آموزان

دسترسی به اینترنت و دانش آموزان

در نبود آمار شفاف و دقیق، درباره ی میزان دسترسی کودکان ایرانی از منطقه ها جغرافیایی گوناگون و دهک های متفاوت اقتصادی به اینترنت، آمارهای ناهمسازی از زبان برخی فرادستان آموزشی و نمایندگان مجلس شنیده شد. نخستین آمار، از زبان محسن حاجی میرزایی، وزیر آموزش و پرورش منتشر شد مبنی بر این که حدود 30 درصد بچه های ایرانی، به اینترنت دسترسی ندارند. 30 درصد به شتاب تکذیب شد و به حدود 7 درصد کاهش پیدا کرد! مدتی گذشت. و آهسته آهسته گزارش های زیادی در رسانه ها بازتاب یافت که نشان می دادند بسیاری از خانواده های مستضعف،برای تهیه گوشی همراه و دسترسی به اینترنت پر سرعت، به دردسرهای فراوان افتاده اند. از سوی دیگر آمارهایی از سطح جهان منتشر شد که نشان می داد که این شرایط منحصر به ایران نیست. برای نمونه : “آمار نشان می دهد که ۸۷% استرالیایی ها می توانند به اینترنت خانگی دسترسی داشته باشند. اما در جوامع محروم استرالیا ۶۸% بچه های بین ۵ تا ۱۴ ساله در مقایسه با ۹۱% دانش آموزانی که در مناطق بهره مند زندگی می کنند،دسترسی به اینترنت خانگی دارند.” برخی آمارهای دیگر هم نشان می داد که درصد بالایی از دانش آموزانی که به اینترنت دسترسی دارند از آموزش های برخط استفاده نمی کنند : ” فایننشال تایمز بر اساس پژوهش بنیاد ساتن آورده است که دو سوم کودکان بریتانیایی از هنگام شروع تعطیلی های کرونایی،در یادگیری های برخط شرکت نکرده اند.” پس از اینها روشن شد که آمار 30 درصد اگر کم نباشد زیاد هم نیست و برخی نمایندگان مجلس از آمارهای بالاتری سخن گفتند.

در تارنمای مرکز آمار ایران، واپسین آمار مربوط به میران دسترسی خانوارهای ایرانی به تلفن همراه، و رایانه و اینترنت، به سال 94 و پیش از آن برمی گردد. برای نمونه ضریب نفوذ اینترنت در سال 93، 39.4 درصد ذکر شده است. برای سال 94 هم، چنین آمده است که درصد خانوارهای شهری دارای رایانه 64.8، درصد خانوارهای شهری با دسترسی به اینترنت در محل سکونت 62.1 ،درصد خانوارهای روستایی دارای رایانه 36.1، درصد خانوارهای روستایی با دسترسی به اینترنت و محل سکونت 36.7 . البته برای سال های بعد، اینجا و آنجا و از زبان برخی فرادستان وزارت ارتباطات آمارهایی دیده می شود. برای نمونه وزیر ارتباطات، محمد جواد آذری جهرمی، در 12 مهر 97 گفته است که : “تعداد روستاهای بالای 20 خانوار متصل به خدمات مناسب اینترنتی،در ابتدای دولت دوازدهم 25 درصد بود که اکنون به 55 درصد افزایش یافته است.” البته روشن نیست که منظور ایشان از “خدمات مناسب اینترنتی” دقیقا چیست و آیا این خدمات مناسب به درد آموزش برخط می خورد یا نه. ایشان در جای دیگری گفته است که تا پایان شهریور 98، ضریب نفوذ اینترنت در کشور به 81.48 رسیده است و ضریب نفوذ اینترنت تلفن همراه 76.58 درصد و ضریب نفوذ اینترنت ثابت، 4.9 درصد برآورد می شود. به هر رو شکی نیست که هم اکنون در ایران، و به ویژه در دهک های پایینی، شمار چشمگیری از دانش آموزان به اینترنت پرسرعت و ابزار لازم برای آموزش برخط، دسترسی ندارند و در دوران کرونا، از آموزش های برخط، بی بهره مانده اند. یک نکته مهم که در سفارش برخی از اندیشه وران جهانی آموزش دیده می شود این است که کرونا،می تواند تلنگری باشد که حکومت ها، به آموزش و شرایط اقتصادی و زیربناهای ارتباطی منطقه های محروم، توجه جدی تر نشان دهند؛ به ویژه این که هنوز معلوم نیست که کرونا در سال آموزشی آینده، با مدرسه ها، چه خواهد کرد و آیا دوباره آنها را به تعطیلی خواهد کشاند یا نه. راه اندازی یک سیستم آموزش برخط کارآمد، می باید بیش از پیش جدی گرفته شود. این سیستم در روزهای عادی سال نیز می تواند به کمک آموزش بیاید. آموزش برخط، تنها برای روزگار تعطیلی مدرسه ها نیست و می تواند در روزهای عادی هم به کمک آموزش حضوری بیاید تا به کیفیت آموزش بیفزاید.

درباره مدیر سایت